تبليغاتX
ستاره عشق

ستاره عشق

عشق



+نوشته شده در 90/10/11ساعت12توسط ستاره | |

+نوشته شده در 90/10/11ساعت11توسط ستاره | |

 

 

 

 

به کوه گفتم عشق چیست؟        لرزید.

 به ابر گفتم عشق چیست؟        بارید.

به باد گفتم عشق چیست؟         وزید.

به پروانه گفتم عشق چیست؟     نالید.

به گل گفتم عشق چیست؟       پرپر شد.

و به انسان گفتم عشق چیست؟

.

.

.

.

.

.

.

 

 اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟     دیوانگیست!!!



 

 

 

 

ای که می پرسی نشان عشق چیست   عشق چیزی جز ظهور مهر نیست 


  عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست   عشق یعنی جان من قربان اوست


+نوشته شده در 90/10/11ساعت11توسط ستاره | |

اونی که زود میرنجه
زود میره، زود هم برمیگرده.                                   
اما اونی که دیر میرنجه
دیر میره، اما دیگه برنمیگرده.

 

عکس عاشقانه گریه

هستند
کسانی که روی شانه هایتان گریه میکنند
و وقتی شما گریه میکنید دیگر وجود ندارند.

کاش میشد روی قلب سرنوشت
لحظه های با تو بودن را از سر نوشت

+نوشته شده در 90/10/11ساعت11توسط ستاره | |

گروه اینترنتی میشی گروپــــ

+نوشته شده در 90/10/11ساعت11توسط ستاره | |

گروه اینترنتی میشی گروپــــ

+نوشته شده در 90/10/11ساعت11توسط ستاره | |

+نوشته شده در 90/10/11ساعت9توسط ستاره | |

تصاویر هنری زیبا در آبان ماه 1390 - www.Pix4Pix.net

تصاویر هنری زیبا در آبان ماه 1390 - www.Pix4Pix.net

تصاویر هنری زیبا در آبان ماه 1390 - www.Pix4Pix.net


+نوشته شده در 90/10/04ساعت10توسط ستاره | |

تصاویر هنری زیبا در آبان ماه 1390 - www.Pix4Pix.net

+نوشته شده در 90/10/04ساعت10توسط ستاره | |

تصاویر هنری زیبا در آبان ماه 1390 - www.Pix4Pix.net

+نوشته شده در 90/10/04ساعت10توسط ستاره | |

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش !
شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی
و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن
چون شاید
هیچوقت
هیچ کس

تو رو به اندازه اون دوست نداشته باشه !

+نوشته شده در 90/10/01ساعت11توسط ستاره | |

زیبارویی که می داند زیبایی ماندنی نیست پرستیدنی ست.(ارد بزرگ)

+نوشته شده در 90/09/30ساعت11توسط ستاره | |


زخم شب می شد کبود


 در بیابانی که من بودمنه پر مرغی هوای صاف را می سود

 نه صدای پای من همچون دگر شب ها

ضربه ای بر ضربه می افزود


 تا بسازم گرد خود دیواره ای سرسخت و

پا برجای با خود آوردم ز راهی دور

 سنگهای سخت و سنگین را برهنه پای

ساختم دیوار سنگین بلندی تا بپوشاند

 از نگاهم هر چه می اید به چشمان پست

و ببندد راه را بر حمله غولان

که خیالم رنگ هستی را به پیکرهایشان می بست

روز و شب ها رفت


 من به جا ماندم دراین سو شسته دیگر دست از کارم

نه مرا حسرت به رگها می دوانید آرزوی خوش


نه خیال رفته ها می داد آزارم

لیک پندارم پس دیوار


 نقشهای تیره می انگیخت

و به رنگ دود

 طرح ها از اهرمن می ریخت


تا شبی مانند شبهای دگر خاموش

 بی صدا از پا درآمد پیکر دیوار


حسرتی با حیرتی آمیخت


+نوشته شده در 90/09/29ساعت10توسط ستاره | |



خسته ام از این من بی حنجره

خسته ام از پلک منگ پنجره

خسته ام از ظلمت این سایه سار

خسته ام از این همه چشم انتظار

ای طلوع ناب هر ویرانکده

ای کلید قفل کور میکده

خسته ام از این تبار شب زده

خسته ام از مستی بی عربده

با تو از تو قصه گفتم نازنین

در شب قصه نخفتم نازنین

با تو باید بگذرم از این سکوت

من تو را از تو شنفتم نازنین

ای طلوع ناب هر ویرانکده

ای کلید قفل کور میکده

خسته ام از این تبار شب زده

خسته ام از مستی بی عربده

باید از این آینه جاری شوم

من نباید در تو تکراری شوم

من به نه ! گفتن گذشتم از حصار

آه ! اگر دربند این آری! شوم

ای طلوع ناب هر ویرانکده

ای کلید قفل کور میکده

خسته ام از این تبار شب زده

خسته ام از مستی بی عربده

+نوشته شده در 90/09/29ساعت10توسط ستاره | |

حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیست

آه از این درد که جز مرگ ِ من اش درمان نیست

این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم

که بلاهای وصال ِ تو کم از هجران نیست

آنچنان سوخته این خاک ِ بلا کش که دگر

انتظار ِ مددی از کرم ِ باران نیست

به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت

آن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست

این چه تیغ است که در هر رگ ِ من زخمی از اوست

گر بگویم که تو در خون ِ منی ، بهتان نیست

رنج ِ دیرینه ی انسان به مداوا نرسید

علت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست

صبر بر داغ ِ دل ِ سوخته باید چون شمع

لایق ِ صحبت ِ بزم ِ تو شدن آسان نیست

تب و تاب ِ غم ِ عشق ات ، دل ِ دریا طلبد

هر تــُنـُـک حوصله را طاقت ِ این توفان نیست

سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

+نوشته شده در 90/09/29ساعت10توسط ستاره | |


صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی ست

که در انتهای صمیمیت حزن می روید

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

وتنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد

وخاصیت عشق این است

کسی نیست

بیا زندگی را بدزدیم آن وقت

میان دو دیدار قسمت کنیم

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بهمیم

بیا زودتر چیزها را ببینیم

ببین عقربکهای فواره در صفحه ی ساعت حوض

زمان را به گردی بدل می کنند

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

مرا گرم کن

+نوشته شده در 90/09/29ساعت10توسط ستاره | |

+نوشته شده در 90/09/29ساعت10توسط ستاره | |

شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه

خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه

گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه

شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه

به گوشم می رسد از دور و نزدیک نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانه

پس از صرف طعام و چــــای و میوه تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانه

که از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانه

چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم پس از ایشان مرا گـــــــل کرد چانه

نمی دانم چـــــــرا یک دفعـــــه نامِ- “جنیفر لوپز” آمــــــــــــــــد در میانه

عیالم گفت:خواهــــــــــان منی تو و یا خواهــــــــان آن مست چمانه؟

به او با شور و شوق و خنده گفتم عزیزم با اجــــــــازه، هــــــــــر دُوانه!!

نمی دانی چه بلوایی به پـــــا شد از آن گفتــــــــــــــــار پاک و صادقانه

به خود گفتم که”بانی” این تو بودی که دست همســـــــرت دادی بهانه

خلاصه آنچنــــــــــــــان آشوب گردید کـــــــــه از ترسم برون رفتم ز خانه

ز پشت در زدم فریـــــــــــاد و گفتم: “مدونا” هم کنارش، هر سه وانه!!

و آن شب در به روی مــن نشد باز شدم چـــــــــون مرغ دور از آشیانه

شب جمعــــــــــــه برای او نوشتم ندامت نامـــــــــــــه، امّـــا محرمانه

نمی دانم پس از آن نامــــــه دیگر عیالم کینه بــــــــــــا من داره یا نِه

ولی بگذار- بــــــــــــــا صد بار تکرار- بگویم آخرین حرفــــــــــــــم همانه!!

+نوشته شده در 90/09/28ساعت12توسط ستاره | |

مادر قدیم

تفاوت مادر قدیم ، مادر جدید !! ( طنز)

گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره ی من
بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه ی راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن اموخت
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه ی گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست

مادر جدید

تفاوت مادر قدیم ، مادر جدید !! ( طنز)

گویند مرا چو زاد مادر
روی کاناپه لمیدن آموخت
شبها بر ماهواره تا صبح
بنشست و کلیپ دیدن آموخت
بر چهره سبوس و ماست مالید
تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت
بنمود تتو دو ابروی خویش
تا رسم کمان کشیدن آموخت
هر ماه برفت نزد جراح
آیین چروک چیدن آموخت
دستم بگرفت و برد بازار
همواره طلا خریدن آموخت
با قوم خودش همیشه پیوند
از قوم شوهر بریدن آموخت
آسوده نشست و با اس ام اس
جکهای خفن چتیدن آموخت
چون سوخت غذای ما شب و روز
از پیک مدد رسیدن آموخت
پای تلفن دو ساعت و نیم
گل گفتن و گل شنیدن آموخت
بابام چو آمد از سر کار
بیماری و قد خمیدن آموخت !!

+نوشته شده در 90/09/28ساعت12توسط ستاره | |

 شباهت هاي انکار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است که از ديرباز ، در اکثر کشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي ۲ سال طعم زندگي مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نکنند

و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :

۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي کچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته اين کچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترک توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند که اين کچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون کل پا مي شيم !
۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و يا منزل مسکوني مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردي يک فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود که اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خود را بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي کشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !

۳- شباهت سوم در اين نکته اقتصادي خلاصه مي شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي که در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست که کفاف بر طرف کردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز کردن و يا خرج کردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يکي بايد کار کنه تا اون يکي حال کنه!

۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدين معنا که هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي کند که اي کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک ديگر کسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، کسي نازش را نمي کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهاي شخصي اش و نيز کارهاي چند نفر ديگر مي باشد !

۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نکته اشاره کرد که اکثر سربازي رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در اين ايام ، هر روز به اندازه يکسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حکم ساعت را پيدا مي کنند که به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد .

۶- و در نهايت اينکه چند ماه پس از آنکه کارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت کرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد که : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )
زيرا آن موقع است که تازه دوزاريتان جا مي افتد که با اين کارت و قباله نه کاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر که شما را به بهانه آنها در اين راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد که تنها مورد استفاده اي که براي شما خواهند داشت اين است که مي توانيد از آنها براي امانت دادن به کلوپ جهت کرايه فيلم استفاده نماييد !!!

+نوشته شده در 90/09/28ساعت12توسط ستاره | |

آخرین نیوز: اولین مدرسه برای آموزش نحوه روابط و مسایل جنسی در جهان به صورت تئوری و عملی در اتریش افتتاح شد!

 روزنامه دیلی میل در شماره دیروز خود به نقل از “یالفا تومبسون” صاحب این  مدرسه می گوید: ” این مدرسه که «مدرسه آموزش روابط جنسی اتریش» نام دارد به  علاقه مندان دروس ویژه ای همراه با فیلم به صورت تئوری  و عملی آموزش داده می شود!”

 تومبسون در ادامه افزود:” در این مدرسه افراد از سنین ۱۶ سال به بالا می  توانند ثبت نام کنند و هزینه ثبت نام برای یک ترم تحصیلی ۱۴۰۰ پوند  استرلینگ است

 این مدرسه که در تلویزیون اتریش تبلیغ شده بود، سرو صدای زیادی را در محافل  مطبوعاتی ایجاد کرد و برخی آن را نوعی “تجاوز از حد و مرز” توصیف  کردند

+نوشته شده در 90/09/28ساعت12توسط ستاره | |


شام یلدا شوهری با صد تعب             رفت منزل و پنج بعد از نصف شب

دربزد دق دق زنش بیدار شد             از غضب مثل سگان هار شد

پشت در آمد به غرغر گفت کیست             شوی گفتا باز کن مشدی زکیست

گفت تا این وقت شب بودی کجا             هر کجا بودی برو ای بیحیا

مثل تو هرگز نخواهم شوهری             هرزه گرد و خودسر و خیره سری

هستم از دست تو در رنج و ملال             می کنم شب تا سحر سیصد خیال

تو روی هرشب به بزم و عیش و نوش             دل مرا چون سیر و سرکه پر ز جوش

گاه گویم رفته در زیر اتول             یا که دعوا کرده با مشدی ابول

گاه گویم کرده دعوا با پلیس             در کمیسر گشته مهمان بر رئیس

شوی گفتا در برویم باز کن             بعد با من در دل آغاز کن

من دو ساعت زیر باران گشته تر             تا بکی غر غر کنی از پشت در

در چو وا شد شو زبیم انتقام             سرفرود آورد و گفتا السلام

زن بگفتا السلام و زهرمار             آمدی این وقت شب منزل چه کار

می ندانستی شب یلدا بود             اولین شب از شب سرما بود

امشب است آن شب که مرد خانه دار             روی کرسی را کند پر از انار

امشب است آن شب که در هر انجمن             هندوانه می خورند از مرد وزن

شربت و آجیر و آچار تو کو             پسته ترش و نمکدار تو کو

هندوانه کو چه شد نارنگیت             حال حق دارم زنم اردنگیت

هر که امشب را کند چون مقبلش             لک زند در فصل تابستان دلش

شوی گفت اینگونه دل را پرمکن             اینقدر نق نق مزن غرغر مکن

شام یلدا حکم پیغمبر(ص) نبود            از نماز و روزه واجبتر نبود

گر نماز و روزه هم گردد قضا             می توان آری قضایش را بجا

گر نشد امشب شب دیگر بگیر             هر شب این هنگامه را از سربگیر


مقاله شب یلدا + شعر + عکسهای زیبای شب یلدا<br />
Nanjoon.Com


مقاله شب یلدا + شعر + عکسهای زیبای شب یلدا<br />
Nanjoon.Com


مقاله شب یلدا + شعر + عکسهای زیبای شب یلدا<br />
Nanjoon.Com




مقاله شب یلدا + شعر + عکسهای زیبای شب یلدا<br />
Nanjoon.Com



مقاله شب یلدا + شعر + عکسهای زیبای شب یلدا<br />
Nanjoon.Com

+نوشته شده در 90/09/28ساعت12توسط ستاره | |


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آه ای مرد که لبهای مرا

از شرار بوسه ها سوزانده ای

هیچ در عمق دو چشم خامشم

راز این دیوانگی را خوانده ای؟

هیچ میدانی که من در قلب خویش

نقشی از عشق تو پنهان داشتم؟

هیچ میدانی کز این عشق نهان

آتشی سوزنده بر جان داشتم؟

گفته اند آن زن زنی دیوانه است

کز لبانش بوسه آسان می دهد


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آری اما بوسه از لبهای تو

بر لبان مرده ام جان میدهد

هرگزم در سر نباشد فکر نام

این منم کاینسان تو را جویم به کام

خلوتی میخواهم و آغوش تو

خلوتی میخواهم ولبهای جام

فرصتی تا بر تو دور از چشم غیر

ساغری از باده هستی دهم

بستری میخواهم از گلهای سرخ

تا در آن یک شب تو را مستی دهم

آه ای مردی که لبهای مرا

از شرار بوسه ها سوزانده ای

این کتابی بی سرانجامست و تو

صفحه کوتاهی از آن خوانده ای

http://vlovers.com/blog/wp-content/uploads/2009/08/ROMANCE-IDEAS.jpg


+نوشته شده در 90/09/28ساعت11توسط ستاره | |


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

دلم به حال عشق می سوزد
چرا سالهاست کسی را عاشق ندیده ام ؟
مگر نمی دانیم برای هر کاری عشق لازم است

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

رهگذری آرام از کنارم می گذرد و بدون احساسی می گوید : صبح بخیر
صدایش در صدای باد و باران گم می شود و به گوش قلبم نمی رسد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند
حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد
حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند
ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

به تکاپو می افتی ... در غربت بیابان، در کوچ شبانه پرستوها
در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردی.
دیر شده خیلی دیر



+نوشته شده در 90/09/28ساعت11توسط ستاره | |

http://smallbizbee.com/index/wp-content/uploads/2009/03/heart.jpg




گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net


http://black-lover.allmyblog.com/images/black-lover/black-lover_logo.jpg

+نوشته شده در 90/09/28ساعت11توسط ستاره | |

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وقتی احساس‌ میکنیم

بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است

و رنج‌ها بیشتر از صبرمان ...

وقتی امیدها ته‌ میکشد

و انتظارها به‌ سر نمیرسد ...

وقتی طاقتمان تمام‌ میشود

و تحمل مان‌ هیچ ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آن‌ وقت‌ است‌ که‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم


و مطمئنیم‌ که‌ تو


فقط‌ تویی که‌ کمکمان‌ میکنی ...

آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را صدا میکنیم

و تو را میخوانیم ...
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را آه‌ میکشیم

تو را گریه ‌میکنیم ...

و تو را نفس میکشیم ...

وقتی تو جواب ‌میدهی،

دانه ‌دانه‌ اشکهایمان ‌را پاک‌ میکنی ...

و یکی یکی غصه‌ها را از دلمان ‌برمیداری ...



گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

گره‌ تک‌تک‌ بغض‌هایمان‌ را باز میکنی


و دل شکسته‌مان‌ را بند میزنی ...

سنگینی ها را برمیداری


و جایش‌ سبکی میگذاری و راحتی ...

بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی


و بیشتر از حجم لب‌هایمان، لبخند ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


خواب‌هایمان‌ را تعبیر میکنی،


و دعاهایمان‌ را مستجاب ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آرزوهایمان‌ را
برآورده می کنی ؛

قهرها را
آشتی میدهی

و سخت‌ها را
آسان

تلخ‌ها را
شیرین میکنی

و دردها را
درمان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ناامیدی ها، همه
امید میشوند

و سیاهی‌ها
سفید سفید ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


+نوشته شده در 90/09/28ساعت10توسط ستاره | |

+نوشته شده در 90/09/28ساعت10توسط ستاره | |


http://www.loveamourlove.com/ancient_egyptian_love_story.jpg


http://ih2.redbubble.net/work.954148.6.flat,550x550,075,f.ancient-love.jpg


آنکس که زورمند و قوی است ، می تواند با مشت توانای خود دهان ضعیفی را در هم بشکند در حالیکه باید

بداند که مشت درشت تری هم در آستین قویتری پنهان است .

+نوشته شده در 90/09/28ساعت10توسط ستاره | |

http://www.foto.markgrottoli.com/images/_MJG7378.jpg


http://cache.20minutes.fr/img/photos/20mn/2009-07/2009-07-03/diapo_pigeons.jpg


عشق نور است که هرچه را در مسیرش قرار بگیرد - از جمله قلب ها را - از خود روشن می سازد

+نوشته شده در 90/09/28ساعت10توسط ستاره | |

http://www.youthoria.org/pd/images/love_you.jpg


http://kianaasal.persiangig.com/image/I_Love_You_____by_MisS_DxB.jpg

+نوشته شده در 90/09/28ساعت10توسط ستاره | |